نگار جونمنگار جونم، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره

ثمره عشق مامان و بابا

مامان نگار هستم

بهترین روز زندگیم

سلام عزیزدلم قربونت برم امروز بالاخره چشمم به جمالت روشن شد و تو کوچولوی عزیزمو تو مانیتور سونوگرافی دیدم که قلب کوچیکت عین نبض بالا و پایین میرفت نی نی گلم نمیدونی چقدر خوشحالم که امروز دیدمت و شکر خدا همه چیزت طبیعی و نرمال بود فقط تو سونوگرافی صدای قلبتو برام نزاشت و من فقط تصویرتو دیدم نمیدونی تا امروز چقدر استرس داشتم! ولی شکر خدا خیالم راحت شد از خدای خوبم خیلی ممنونم به خاطر اینکه تو کوچولوی نازو به من هدیه کرده برای همه دوستای نی نی سایتم دعا میکنم که انشاءلله به حق این روزای عزیز به زودی همشون این لحظات زیبارو تجربه کنند.باباجونتم وقتی فهمید خیلی خوشحال شد و ذوق کرد امیداورم قلب کوچولوت تا سالیان  سال برای من و بابا جونت بزن...
16 مرداد 1392

در انتظار شنیدن قشنگتریت صدای دنیا (صدای قلب ثمره عشقمون)

سلام به روی ماهت عزیزدل مامان جون و بابا جون قربونت برم نمیدونی مامان و بابا  چقدر از اومدنت خوشحالن عزیزم  فردا میشه  ٦ هفته که تو اومدی تو دلم  و من انشاءلله ١٦ مرداد  اگه خدا بخواد میرم سونو گرافی تا بتونم زیباترین صدای دنیا یعنی صدای قلب کوچیک عزیزدلمو بشنوم عزیزم نمیدونم چرا انقدر مضطربم انگار تا صدای قشنگ قلبتو نشنوم دلم آروم نمیشه به خدا بگو تو این مدت باقیمونده به من صبر و آرامش بده تا اون روز، راستش طاقتم خیلی کم شده دلم میخواد زودتر ببینمت. راستی شما تا امروز کنجد هستی و از فردا کم کم اندازه یه دونه عدس میشی. قربونت برم که از خدا خواستی که زود بیای پیش ما انشاءلله  خدا حفظ...
1 مرداد 1392

ثمره عشق مامان و بابا خوش اومدی

سلام عزیز دل مامان و بابا خوش اومدی نی نی گلم امروز من دیگه مطمئن شدم که مامان شدم صبح رفتم آزمایش دادم تا اینکه نیم ساعت پیش بابا جون جواب آزمایشو گرفت،جوابش مثبت(++++++++++++++) بود با عدد بتای ٥٠٠ عزیزم من در اولین سحرگاه ماه مبارک رمضان فهمیدم که تو اومدی تو دل مامان خدایا شکرت. امام حسین(ع) خیلی زود عیدیمو بهم داد.  خدایا شکرت.باباجون هم خیلی از اومدنت خوشحال شده و کلی ذوق کرد وقتی هم از آزمایشگاه اومد یه کیک خوشگل برات گرفته بود که برات بعد از افطار جشن بگیریم.عزیزم نمیدونی چه حس عجیبی دارم خیلی خوشحالم. از ته دل برای همه خاله های منتظر نی نی سایتیت دعا کردم که خدا به زودی دلشونو شاد کنه. راستی ما امر...
20 تير 1392

تا آغاز ماه رمضان باز در انتظارم

سلام عزیز دل مامان قربونت برم خوبی؟ بازم این ماه برای مامان ناز کردی تا عزیزتر بشی و من بازم تا یک ماه دیگه منتظرت بمونم . میوه دل مامان و بابا نمیگی که ما گناه داریم و دلتنگتیم! عیبی نداره هر چه قدر دوست داری برای ما ناز کن ما همچنان با تمام وجود منتظر اومدنت میمونیم عزیزم. راستش باباجون این ماه خیلی به اومدنت امیدوار بود همش باهات حرف میزد و ذوق داشت دیروز که فهمید نیومدی یه کم دلش ازت گرفت خوب ولی زیاد بروز نداد، ولی من از چشماش خوندم که دلش گرفته منم خیلی دلم گرفت ولی خوب حتما  عزیزم خدا بازم صلاح ندونسته که این ماه هم بیای تو دل مامان آخه خدا خیلی مهربونه و بنده هاشو خیلی دوست داره و خودش بهتر از هر کس دیگری خیر و صلاحشونو میدون...
23 خرداد 1392

و حالا تا میلاد امام حسین(ع)

سلام عزیز دل مامان جون  و بابا جون راستش این ماه باز مامان و بابا رو تو انتظار گذاشتی و شب لیله الرغائب اومد اما تو نیومدی و همون روز من فهمیدم که باید یک ماه دیگه دوباره منتظرت بمونم عزیزدلم.راستش همین طور که داشتم روزها رو تو تقویم نگاه میکردم همون لحظه فهمیدم که ماه بعد من تو میلاد با سعادت امام حسین(ع) میفهمم که تو اومدی تو دل مامان یانه! اون لحظه یه دفعه دلم ریخت، عجیب تر این بود که من تو سال ٨٩ روز میلاد امام حسین(ع) یه مراسم مولودی برای آقا  نذر کرده بودم و خدا همون سال حاجت منو داد اما بنا به دلایلی سال 90 و 91 نتونستم نذرمو ادا کنم  و ادای نذرم به تاخیر ...
28 ارديبهشت 1392

شمارش معکوس

  عزیزدل مامان  امروز اومدم بگم که فقط  10 روز دیگه مونده تا بدونم که تو این ماه اومدی تو دل مامان یا نه ! یواش یواش داره شمارش معکوس برای اومدنت شروع میشه خدا کنه که این ماه دیگه منو از چشم انتظاری دربیاری و خدا در روز لیله الرغائب (شب آرزوها) آرزوی منم برآورده کنه چون اون روز مشخص میشه که تو اومدی تو دل مامان یا نه!قربون خدا برم که همه کاراش حکمت داره امیدوارم که اگه خودش صلاح میدونه این ماه تو رو به من هدیه کنه و دل من و باباجونتو شاد کنه. راستی خدا یه بار تو لیله الرغایب یه هدیه به من داده تو سال 88، باباجونتو اون روز به من هدیه کرد آخه من و باباجون در چنین روزی با هم آشنا شدیم  و من اون روز ر...
16 ارديبهشت 1392

روز مادر

سلام نی نی گلم امروز اومدم بگم که ماه پیش تو عزیز دل مامان و بابا نیومدی پیشمون عیبی نداره ما باز هم منتظرت میمونیم و باز هم برای اومدنت لحظه شماری میکنیم نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه که این ماه دیگه قراره بیای پیشمون، نمیدونم تا چه اندازه حسم درسته ولی اینو میدونم که زمان اومدنت داره خیلی نزدیک میشه! اینو یه حس درونی و مادرانه بهم میگه . گلم چهارشنبه یعنی پس فردا میلاد باسعادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا(س) هست که این روزو روز زن و مادر نامیدند.از حضرت زهرا میخوام که اگه به صلاحم هست همین ماه تو رو از خدا برای من بخواد وامیدوارم که سال آینده تو همچین روزی تو بغل مامان جونت باشی و منم طعم شیرین مادر شدن رو بچشم. راستی عزیزم...
9 ارديبهشت 1392

تولد مامان جون

نی نی گلم میدونی امروز چه روزیه؟امروز روز تولدمه یه حس عجیبی دارم نمیدونم چرا!شاید چون امسال من تو رو هم از خدا خواستم و فرقش با سال های قبل در اینه!نمیدونم الان کجایی؟ولی مامان جون بی صبرانه منتظرته و دلش برات تنگ شده امروز از صبح کلی پیامک تبریک دریافت کردم و الان منتظر یه پیامک از طرف خدا هستم که بهم تبریک بگه و بهم تو رو کادو بده.به هر حال حس و حال غریبی دارم و راضیم به رضای خدا. امیدوارم که انشاءلله خداتو رو به زودی به من و بابا جون هدیه کنه،به امید اون روز.   ...
27 فروردين 1392

آرزوی مامان

عزیزم امروز اومدم در مورد یکی از آرزوهای بزرگ مامان جونت باهات صحبت کنم. بزار اول از اینجا شروع کنم من و باباجونت در 30 بهمن 1388 زندگی مشترکمون رو زیر یک سقف شروع کردیم. و از اون روز تا حالا به لطف خدا زندگی قشنگ و عاشقانه ای رو با هم تجربه کردیم .بابا جون خیلی مهربون و دوست داشتنی هست و امیدوارم که خدا همیشه حافظ و نگهدارش باشه،خلاصه اینکه من و بابا جونت جزء یکی از خوشبخت ترین مامان و باباهای روی زمین هستیم.   اینارو گفتم تا بگم یکی از بزرگترین آرزوهای مامان جونت چی هست! آرزوی من اینه که وقتی که تو دنیا اومدی مثل باباجونت بشی قدرشناس و مهربون و با عاطفه،از همه مهمتر اینکه نیکی به پدر و مادر سر...
22 فروردين 1392

اولین درد و دل من و نی نی

نی نی گلم امروز اومدم تا قبل از اومدنت تو دل مامان برات یه وبلاگ درست کنم، تا بتونم انشاءلله بعد از اومدنت خاطراتتو داخلش ثبت کنم و یه دفترچه خاطرات برای خودت داشته باشی نمیدونم کی قرار هست که بیای تو دل مامان. اما یه حسی بهم میگه اون روز نزدیکه من و بابا جون برای اومدنت داریم ثانیه شماری میکنیم. از خدا میخوام که مارو زیاد منتظر نزاره خودت هم به خدا بگو که دوست داری زودتر بیای پیش ما. امروز ٢٠ فروردین سال ١٣٩٢ هست که من این وبلاگو برات درست کردم در ضمن ٧ روز دیگه هم تولد مامان جونت هست امیدوارم که هدیه تولدم تو باشی. دوستت دارم عزیزم و برای اومدنت لحظه شماری میکنم. ...
20 فروردين 1392