و حالا تا میلاد امام حسین(ع)
سلام عزیز دل مامان جون و بابا جون
راستش این ماه باز مامان و بابا رو تو انتظار گذاشتی و شب لیله الرغائب اومد اما تو نیومدی و همون روز من فهمیدم که باید یک ماه دیگه دوباره منتظرت بمونم عزیزدلم.راستش همین طور که داشتم روزها رو تو تقویم نگاه میکردم همون لحظه فهمیدم که ماه بعد من تو میلاد با سعادت امام حسین(ع) میفهمم که تو اومدی تو دل مامان یانه! 
اون لحظه یه دفعه دلم ریخت، عجیب تر این بود که من تو سال ٨٩ روز میلاد امام حسین(ع) یه مراسم مولودی برای آقا نذر کرده بودم و خدا همون سال حاجت منو داد اما بنا به دلایلی سال 90 و 91 نتونستم نذرمو ادا کنم و ادای نذرم به تاخیر افتاد تا اینکه اوایل امسال تصمیم گرفتم حتما امسال نذرمو ادا کنم البته قرار شد مراسم رو در منزل مامان جان بگیرم که فضاشون بیشتره یعنی دقیقا روز چهارشنبه 22 خرداد متقارن با میلاد باسعادت امام حسین(ع) من مولودی دارم و درست همون روز هم میفهمم که بالاخره مامان شدم یا نه!
خدای من چه روز مبارکی نمیدونم حکمت متقارن شدن این ایام چیه! اما از خدای مهربون میخوام که در ماه عزیز شعبان و در شب میلاد امام حسین(ع), با توسل به سالار شهیدان من هم حاجت روا بشم و تو عزیز دل مامان جون و بابا جون بیای و دلمونو شاد کنی. انشاءلله به امید اون روز.




و حالا تا میلاد امام حسین(ع)
