نگار جونمنگار جونم، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 4 روز سن داره

ثمره عشق مامان و بابا

مامان نگار هستم

آرزوی مامان

1392/1/22 11:24
نویسنده : مامان جون
522 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم امروز اومدم در مورد یکی از آرزوهای بزرگ مامان جونت باهات صحبت کنم.بزار اول از اینجا شروع کنم من و باباجونت در 30 بهمن 1388 زندگی مشترکمون رو زیریک سقف شروع کردیم.

و از اون روز تا حالا به لطف خدا زندگی قشنگ و عاشقانه ای رو باهم تجربه کردیم .بابا جون خیلی مهربون و دوست داشتنی هست و امیدوارم که خدا همیشه حافظ و نگهدارش باشه،خلاصه اینکه من و بابا جونت جزء یکی از خوشبخت ترین مامان و باباهای روی زمین هستیم. قلب

 

اینارو گفتم تا بگم یکی از بزرگترین آرزوهای مامان جونت چی هست! آرزوی من اینه که وقتی که تو دنیا اومدی مثل باباجونت بشی قدرشناس و مهربون و با عاطفه،از همه مهمتر اینکه نیکی به پدر و مادر سرلوحه زندگیت باشه. تشویق

بابا جون تمام تلاششو میکنه که پدر و مادرش ازش راضی باشند وبه اونها احترام میزاره و در مقابلشون بسیار متواضع و فروتن هست.این یه امتیاز بزرگ برای هر انسانیه چون باعث میشه که دعای خیر پدر و مادر همیشه پشت سرمون باشه و درهای خیر وبرکت همیشه به رومون باز بشه بابا جون چون به این دستور مهم خداوند به خوبی عمل میکنه منم دوست دارم که تو هم عین باباجونت بشی.

انشاءلله به امید اون روز. ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)