دلبری های دخترگلم برای مامانش
سلام نگار جون مامان و بابا، خوبی عزیزدلم؟ خوشگل خانم دیروز خوب تو دل مامان دلبری میکردیا.
نمیگی دلم آب میشه برات.دیروز وقت سونو داشتم وقتی خانم دکتر داشت با دستگاه سونو تو عزیزمو چک میکرد خیلی ازت تعریف میکرد. میگفت ماشاءلله جنین خوبی داری. همه چیزش عالیه. وزنت 2100 گرم بود. فقط زمانی که میخواست حرکاتتو چک کنه. شما خیلی ناز خوابیده بودی. دستای خوشکلتو به صورت ضربدری و مشت کرده گذاشته بودی رو سرت و پلکاتم بسته بودی. خانم دکتر و منشیش خیلی قربون صدقت رفتند .گفتند چقدر ناز خوابیده. چند دقیقه ای منتظر شدیم که شما بیدار بشی. اما همچنان در خواب ناز بودی. خانم دکتر هم دلش نمیومد بیدارت کنه. قرار شد من برم یه چیز شیرین بخورم و وقتی حس کردم که بیدار شدی دوباره بیام. بعد حدود 20 دقیقه بعد دوباره رفتم پیش خانم دکتر.از خواب ناز بیدار شده بودی و حسابی شیطونی میکردی. تمام حرکاتت چک شد. خداروشکر همه چیزت خوب بود. الهی مامان فدات بشه،دیروز خیلی دلم برات تنگ شده بود .
دلم میخواست از صفحه مانیتور سونوگرافی بغلت میکردم. اما باید هنوز تو دل مامان بمونی و خوب رشد کنی. راستی موقعیتتم سفالیک شده بود یعنی چرخیده بودی و سرت اومده بود پایین خانم دکتر میگفت از الان آماده شدی برای اومدن. خدا حفظت کنه انشاءلله این هفته های باقیمانده رو هم خوب تو دل مامان رشد کن تا در روز موعود بتونم صحیح و سالم در آغوش بگیرمت. راستی دیروز وقتی عصر برای بابا جون تعریف می کردم خیلی ذوق کرد همش قربون صدقت میرفت و خیلی خوشحال بود.
خیلی دوستت داریم عزیزدل مامان و بابا امیدوارم همیشه خدا پشت و پناهت باشه.



دلبری های دخترگلم برای مامانش
